وضع الفاظ در اصول فقه قانون یار | محاسبات حقوقی و قوانین
31 تیر 1397 July 23, 2018
زکات علم نشر آن است. مولی علی (ع)

وضع الفاظ در اصول فقه الفاظ,قواعدی,وضع,دليل,واضع,ماهيت وضع,معنا وضع,لفظ,واضع چه کسی است,اقسام وضع,وضع تعيينی,وضع تخصيصی,وضع صریح,وضع ضمنی,استعمال,دلالت لفظی,دلالت عقلی,دلالت,اصوليون,استعمال لفظ,معنای مجازی,مجاز,حقيقت وضع، در لغت به معنای گذاشتن و نهادن است، و در اصطلاح نیز همین معنا مورد نظر می‌باشد؛ یعنی گذاشتن و قرار دادن برای معنا.

6 خرداد 1394 - 01:20:50

وضع الفاظ در اصول فقه

گفتار اول: معنا و ماهيت وضع  
وضع در لغت به معنی قرار دادن و گذاشتن است و در اصطلاح، قرار دادن لفظی در برابر معنایی است، مثل اینکه نام یک عمل حقوقی را بيع بگذارند.   
پس از اینکه عمل وضع انجام می شود، لفظ بر معنایی دلالت می کند به این عمل، وضع می گویند . به کسيکه این نام را (بيع) نهاده، واضع و به عمل حقوقی، موضوع له و به بيع، موضوع می گویند . پس از انجام وضع  لفظ بيع دلالت بر معنای خاصی می کند.  
دلالت لفظ بر معنا، ذاتی نيست؛ یعنی، یک عمل قراردادی است، زیرا اگر عمل وضع، ذاتی باشد، همه افراد بشر باید بدون آموزش لغات و زبان یکدیگر را درک کنند.
  
گفتار دوم: واضع چه کسی است؟  
عده ای معتقدند واضع، فرد واحدی است که سایرین باید از او پيروی کنند، اما بر طبق نظر صحيح تر حسب قوه ای که خداوند متعال در انسان ودیعه نهاده، اشخاص برای بيان مقاصد خود نياز به الفاظ دارند. بر همين اساس الفاظ خودبخود برای بيان معانی ساخته می شوند (همانطور که کودکان برای اظهار نياز و خواسته های خود چنين می کنند ) و سپس به مرور ایام به واسطه افرادی که با هم نزدیک هستند، مجموعه کوچکی از الفاظ ساخته می شود و بعد قواعدی هم برای آن وضع می شود و حتی به نقاط دورتر هم می رسد و دیگران هم شروع به فراگيری آن می کنند. بهترین دليل برای نظر دوم این است که اگر واضع فرد واحدی بود، باید در تاریخ لغات و زبان معلوم و مشخص باشد، در حاليکه چنين نيست.  
  
گفتار سوم: اقسام وضع
  وضع به اعتبار چگونگی پيدایش آن ، دو نوع است:  
الف) وضع تعيينی یا تخصيصی: هرگاه شخص یا اشخاص معين لفظی را برای معنایی قرار دهند، وضع تعيينی نام دارد. به این وضع تعيينی می گویند، چون از طرف واضع تعيين می شود و دو قسم است : یا صریح است یا ضمنی . برای مثال اگر فرهنگستان لغت اعلام کند لفظی برای معنایی خاص است، وضع صریح است اما گاهی بدون اینکه تصریح شود، لفظی را برای معنایی خاص استعمال می کنند؛ مانند اینکه از خطاب پدر و مادر معلوم می شود که نام فرزند خود را حسين گذاشته اند. این نوع از وضع، ضمنی است.                 

دلالت در یک تقسيم بندی دو قسم است :

  1. دلالت لفظی که نياز به جعل و قرار داد دارد .
  2. دلالت عقلی: مانند دلالت دود بر آتش از مسافتی دور. بنابراین لفظ، یکی از اسباب دلالت است

ب) وضع تعينی یا تخصصی: هرگاه لفظی در معنایی به کار  رود به طوری که همه با گفتن و شنيدن آن، به معنایی خاص پی برند، چنين وضعی تعينی است.  
در این نوع وضع صرفاً دلالت لفظ بر معنا کافی نيست، بلکه کثرت استعمال نيز شرط است. پس از استعمال فراوان یک نوع انس و الفتی بين لفظ و معنا ایجاد می شود. پيدایش اکثر لغات به این شکل بوده است.  
اصوليون می گویند استعمال لفظ در معنای مجازی هر چند در ابتدا نياز به نشانه و قرینه دارد ولی اگر این استعمال شایع شود و دفعات فراوان با نشانه و علامت تکرار گردد، بين لفظ و معنای مجازی رابطه ای جدید برقرار می شود . لفظ به خاطر این رابطه جدید، برای معنای دوم وضع می شود و معنای دوم از مجاز به حقيقت تبدیل می شود و دیگر نيازمند به قرینه نيست. به این حالت وضع تعينی می گویند .

نگارش دیدگاه ...